


غزاله عليزاده در 27 بهمن 1325 در تهران به دنيا آمد. نخستين كتابش "بعد از تابستان" در سال 1355 منتشر شد. از آثار شاخص او ميتوان رمان دو جلدي "خانه ادريسيها" و مجموعه داستان "چهارراه" را نام برد. او در 18 ارديبهشت 1375، در روستاي جواهرده در شمال ايران، خود را به درختي آويخت و ادبيات ايران يكي از نويسندگان خوشقريحهي خود را از دست داد.
.............................................................................................![]()
![]()
![]()
![]()

ترجيح میدهم که شعر شيپور باشد نه لالايی.
احمد شاملو
در آغازِ شاعری: ا. صبح، نام شعری: ا. بامداد
متولد ۲١ آذر ١۳۰۴، تهران.
شاعر، روزنامهنگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.
ساعت ۹ غروب روز يکشنبه ۲ مرداد
در منزلش در دهکده روحاش پرواز کرد و از شکنجهی تن آزاد شد. ![]()
![]()
![]()
![]()
...........................................................
کلمات کلاسیک گاهی بدردمی خورند![]()
![]()
هزارگل سرخ تقدیم هردو
دست نوشت های روزانه ی من.........!!!!!!!!!!!
از امروز تصميم گرفته ام ياداشت های روزانه ام ببخشيد )
دست نوشت های هر روزهم را بنويسم . داشتم گاوخونی (جعفرمدرس صادقی) را
می خواندم ....
( آ پارتمان ما يک اتاق بيشتر نداشت . در را که بازمی کردی.
وارد اتاق بزرگی می شدی که هم هال بود وهم پذيرايی وهم اتاق کاروهم اتاق خواب وهم اتاق نشيمن .)
داشتم . داشتم . همين جوری می خواندم که يادم افتاد ويزه نامه ی از اورنگ خضرايی دستم رسيده
آه زمانه
آه اورنگ
اززندگی نامه گفته بود.
ازمصاحبه بارضا عامری ( هنوز نيما بالاتراز همه است ...
شهريار مندنی پور گفته بود ( اندوه ....
منصور اوجی گفته بود ( برگ های خزان ...
واما خودش گفته بود ( آخر می بينی چه رفته بر سر ما ......
دلم از هميشه خدا هم گرفته تر است.....
واقعا دلش از هميشه خدا گرفته بوددددددددددددددددد دل داده بوددددددد.
ازنامه ها برايم بگو که به دوستان شاعر نوشته ام
از روزنامه ها
از مجلات
از فرودسی
از خوشه از شب های شعر خوشه
ودر آخر بگو....
من دوساله بودم
و< شاملو> جوان
< بهار> پير
حالا ( از اول مهر ماه )
من باز نشسته ام
همين !!! وسی سال آزگارچکيده ا م :
چک چک چک ....
قرار است من همه چيزرا دست نویس کنم تا شما خواننده
عزيز خواب را از سرتان بپرانيد واما قرار است جايی شعر خوانی…….
اين نوشت هارا خوب ببينيد/سال ها بيش زماني كه هنوزتب وبلاگ وبلاگ داري رشدنكرده بود من دست نوشت هاي هفتگي يا يادداشت هاي روزانه ام را به دل خواه مي نوشتنم ..منتخبي ازاتفاقات هفتگي ...فرصت كوتاه وپيرشدن نزديك.......
...............................................

روايت دوم / گاو
بااين ها مي شود آفريقا را چاق كرد
سوسيس
كالباس
همبرگر
ايگناسيو !!!!
هرروزيوسف ما را درخواب هايش مي بيند
ايگناسيو!!!----- طويله ما چطوراست ؟؟
هنوزلباس هايم سياهست
اما پدرومادرم درمكزيك پيراهن خال خال مي پوشند
ايگناسيو
ما هرروزصادرمي شوم تا دنيا شكمش خالي نباشد
كمي جنون تزريق كرده ام به رگ هايم
براي
آفريقاهم پيتزاسفارش داديم چاق نشود
ايگناسيو
عصرها ساندويج زني مي شوم كه گريه هايش
كليد گم شده قلب تو بود
ايگناسيو سانچز مخياس
من هرروزدرساعت پنج عصر گاوه مشت حسن خودمان مي شوم
نرود داد بزند جسدم را از صحفه تسليت روزنامه ها بكشيد بيرون
داده ام پوسترتبليغاتيش را بزرگ درخيابان انقلاب بچسبانند
ايگناسيو
ما هرروز ازكيوسك هاي تلفن ماه ه ه مي كشيم و
براي توفاحته مي خوانيم
فقط پنجشنبه ها فاحته نمي خوانيم
شب ها هم گيتاربه دست ماه ه ه ه ه ه ه مي كشيم
ايگناسيو
ايگناسيو
ايگناسيو...................
مرگ به گوگردپريده رنگش فروپوشيده
رخسارمردگاوي* مغموم بدوداده بود****
حيواني افسانه يي است ( MINOTAURE *مينوتور(وبه يوناني دراساطيريونان . وآن. غولي بوده است باسرگاووپيكر مردي كه دردهليزهاي زير زميني جزيره كرت مسكن داشته ازگوشت انسان تغذيع مي كرده است وسرانجام به دست تزه به هلاكت رسيده....
****احمدشاملو {همچون كوچه يي بي انتها
*****ايگناسيو سانچزمخياس گاوبازاسپانيايي ودوست فدريكوگارسيالوركا
ساعت پنج عصرمرثيه براي مرگ گاوباز
****روزي يوسف درخواب ديد چندگاوه لاغرچندگاو چاق راخورده اند...!!!
![]()
ناما جعفری
![]()
شهریور۸۱